در این خاک زرخیز ایران زمین نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و راد بود کزان کشور آزاد و آباد بود
بزرگی به مردی و فرهنگ بود گدایی در این بوم و بر ننگ بود
از آن روز دشمن به ما چیره گشت که ما را روان و خردتیره گشت
از آن روز این خانه ویرانه شد که نام آورش مرد بیگانه شد
بسوزد گرت در آتش جان و تن به از بندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگیست دوصد بار مردن به از زندگیست ( فردوسی )
بیش از 1400 سال پیش مردی یکه و تنها اما مصمم و کوشا در یکی از عقب مانده ترین سرزمین های دنیای آن روزگاران بپاخاست و نهضتی را پایه گذاری کرد که امروز بیش از یک میلیارد نفر زن و مرد پیرو آن هستند کمترین اثر نهضت آن مرد بزرگ براندازی بت پرستی و اتحاد و یگانگی اقوام عرب بود. هزاران هزار نفر <راه بلد گم کرده راه > بعد از رحلت پیامبر اسلام در لباس شریعتمدار آیین او در میان مسلمانان نقشهایی بازی کردند اما دریغ از تنی چند انسان دلسوز و واقع بین و هشیار که با بی پروایی ماهیت نهضت آن مرد عرب را آنطور که بوده برملا کند . تنها کاری که این کاسه های گرمتر از آش بعد از او و به نام آیین او کردند سوار شدن بر گرده پیروان او و سود جستن از ایمان عقیده آنها بود و بس . جامعه مسلمانان را روز به روز عقب تر و عقب تر بردند و امروز هم جماعتی دیگر از این کوردلان بوق و کرنا برداشته اند و میخواهند همگان را به عصر جاهلیت عرب برگردانند . گویی 1400 سالی که بر عمر بشر افزوده شده کمترین نقشی در در افزایش درک و فهم و شعور مسلمانان نداشته .(هوشنگ معین زاده )
وقتی محمد برای سعادت قوم و قبیله اش بپا خاست و تحت لوای دین اسلام به هدایت و ارشاد آنها پرداخت قصدش این بود که آنها را از پندارهای واهی نجات دهد و با مشقت وصف نشدنی و خونریزی های فراوان چیزی که اسلام حتی در اوج شکوفایی اش هم با آن همراه بود آنها را از بت پرستی به یکتاپرستی هدایت کرد اما این که بعد از او اصحاب او پا از خاک عرب بیرون گذاشتند و به کشورهای متمدن و خداپرست رفتند و آنها را زیر سلطه خود درآوردند کاری بود که پیامبر اسلام در خواب هم آنرا نمیدید چرا که آنها به الله پرستی اعراب نیازی نداشتند .
پیامبر اسلام فقط پیامبر قوم عرب بود نه اقوام دیگر چرا که اسلام کاملا متناسب با سطح فکر و روش زندگی اعراب بود و این موضوع در قرآن هم به صراحت ذکر شده ( آیات 4 سوره ابراهیم - 47 یونس - 7 شورا - 192تا196شعرا) لباس اسلام تنها به قد و قواره مردمان بت پرست عرب دوخته شده است نه برای ملتهایی که خود خداپرست بودند به همین دلیل میبینید که بیشتر دستورات اسلام برگرفته از رسوم و سنن اعراب است حتی اگر به توصیفی که اسلام از بهشت دارد نگاه کنیم میبینیم که در بهشت به سرسبزی و باغ و درخت و نهرهای روان اشاره شده که اینها برای اعراب که همیشه در بیابان های سوزان و خشکی زندگی کرده اند رویاست یا به به خوردنی های فراوان که متناسب با طبع پرخوری و شکم پرستی معروف اعراب است و یا به لذت جنسی در بهشت اشاره شده که برآورنده طبیعت بوالهوس عرب است . هر آنچه به عنوان سنت از کردار و گفتار پیامبر اسلام گرفته شده مربوط است به همان ایامی که او قیام کرده بود و قصدش جایگزین کردن آن احکام و دستورات به جای سنت های کهنه اعراب جاهلیت بود و آن هم صرفا برای اعراب آن زمان .حدود 250 آیه از آیه های قرآن در زمان محمد با عنوان ناسخ ومنسوخ دچار تغییر و تحول شد و خوب تکلیف بقیه آیه ها در 1400 سال بعد از او روشن است .
و اما امروز شریعتمداران و متولیان اسلام پا را آنچنان فراتر گذاشته اند که تمام مردم دنیا را به 2 گروه تقسیم میکنند مسلمان و غیر مسلمان و حکم غیر مسلمان هم که کاملا مشخص است . نکته ای که من بارها از زبان مدافعین اسلام شنیده ام این است که :((این اسلامی که امروز ما میبینیم اسلام حقیقی و اصیل نیست و نبایدآخوندها را نمایندگان اسلام بدانیم .)) والبته این صحبت بیشتر از این که انسان را به تفکر وادارد موجب خنده او میشود . آخوند درس اسلام خوانده و هیچ وقت یک انسان عادی و بی اطلاع از بحثهای فلسفی و کلامی اسلام نمیتواند ادعای اسلام شناسی کند در زیر گوشه هایی از صحبتهای حجت الاسلام غلامرضا حسنی نماینده ولی فقیه امام جمعه ارومیه که مجموعه حرافیهای او در کتابی گردآوری شده می آورم :
(( اصلاح طلبان آشوبگر هستند و اسلام هم میگوید اعدام آن هم از نوع اول و دوم و سوم . اعدام نوع اول و دوم که همان اعدام به سجن و ملا عام است در ایران پیاده میشود اما اعدام نوع سوم متاسفانه تا امروز اجرا نشده اعدام نوع سوم این است که دست راست و پای چپ یا بالعکس را قطع کنید تا عبرت آیندگان شود . آنهایی که تهران را به آشوب کشیدند باید اعدام شوند اگر میترسید حکم خدا را اجرا کنید مسلسل بدهید وملا عام من آشوبگران را میکشم . در اوایل انقلاب پسر آیت الله طالقانی بنا به انگیزه ای در دادگاه انقلاب گرفتار بود آقای طالقانی پیش امام رفتند امام به ایشان گفتند حتما پسرت گناهی داشته اگر احمد پسر من که علاقه زیادی هم به او دارم گناهی مرتکب شود من خمینی حاضرم خودم او را اعدام کنم . آقای روزنامه نگار حکم تو عاقبت حکم محارب خواهد بود ای مردک نافهم چه مینویسی ؟ حاج آقا فیض ( مدیر دادگستری تهران ) از چه میترسید این دستها را ببرید این ملت پشت سر شماست . متاسفم از این که حکم قطع ید و حدود دزدی در ایران تاکنون اجرا نشده پیامبر اسلام با وجود این که رافت العالمین بود در اکثر اوفات خود با وجود مبارکشان احکام اسلامی را با درآوردن چشمها و قطع کردن دست و پا و اعدام اجرا میکردند . ))
حالا آقای آبتین - خانم مرضیه و خانم مریم و... شما بهتر اسلام بلدید یا حسنی ؟ تمام مواردی که حسنی اشاره کرد برگرفته از احکام اسلامیست . میبینید حسنی هم با شما موافق است او هم میگوید این اسلام واقعی نیست اسلام حقیقی نیست . خدا را شکر کنید به این خاطر که احکام اسلام اصیل اجرا نمیشود .
. احکام و دستورات اسلام برای زمان پیامبر اسلام نوعی جهش بود اما امروز نه تنها جهش نیست بلکه سد راه پیشرفت مسلمانان است و نمونه بارز آن وضع اسفبار تمام کشورهای مسلمان است . دین راه و روش زندگیست اما این راه و روش ایستا نیست بلکه باید پویا و متکامل باشد به دست و پای بشر نمیتوان زنجیر بست . فراموش نکنیم که اسلام در اوج شکوفایی اش هم با خونریزی و غارت همراه بوده آنهایی که به شوکت و عظمت گذشته اسلام نظر دارند یا ناآگاهند و بی گناه یا آگاهند و ریاکار و تبهکار . به نام خدا و احکام او هزاران هزار انسان را به بهانه های مختلفی مثل محاربه با الله - مفسد فی الارض - کافر و منافق و مرتد به قتلگاه بردند و به فجیع ترین شکلی کشتند .
حرف در این مورد خیلی زیاد است اما تا همین جا هم خیلی طولانی شد در پایان سخنی به عنوان راه رهایی و نجات از زبان دکتر شجاع الدین شفا و شعری به یاد ماندنی از استاد احمد شاملو.
دکتر شجاع الدین شفا : تنها راه رهایی بریدن از اسلام سیاسی و بازگشت به مفهوم واقعی دین به معنای اعتقاد قلبی است و این تحول جز با جدایی دین از حکومت امکانپذیر نیست .
شاملو : جخ امروز از مادر نزاده ام نه عمر جهان بر من گذشته است نزدیکترین خاطره ام خاطره قرن هاست بارها به خونمان کشیدند به یاد آر و تنها دستاورد کشتار نان پاره بی قاتق سفره بی برکتمان بود اعراب فریبم دادند و برج موریانه را به دستان پرپینه خویش بر ایشان گشودم مرا و همگان را بر نطع سیاه نشاندند و گردن زدند نماز گزاردم و قتل عام شدم که رافضی ام دانستند نماز گزاردم و قتل عام شدم که قرمطی ام دانستند آنگاه قرار نهادند که ما و برادرانمان یکدیگر را بکشیم و این کوتاهترین طریق وصول به بهشت بود خوش بینی برادرت ترکان را آوازداد تو را ومرا گردن زدند سفاهت من چنگیزیان را آواز داد تو را و همگان را گردن زدند یوغ ورزا بر گردنمان نهادند گاوآهن بر ما بستند بر گرده مان نشستند و گورستانی چندان بی مرز شیار کردند که بازماندگان را هنوز از چشم خونابه روان است کوچ غریب را به یاد آر از غربتی به غربت دیگر تا جستجوی ایمان تنها فضیلت ما باشد به یاد آر تاریخ ما بی قراری بود نه باوری نه وطنی نه جخ امروز از مادر نزاده ام . . .